تبليغاتX

] جیغ
تفریح و سرگرمی
سلام بازم امروز امدم بگم که یه  chat room  تو سایتم زدم که ببینین بد نیست بچه دارم

روز به روز پیشرفته ترش میکنم هر روز بهش سر بزنین ببینین چی شده

 من که خودم خیلی خوشحالم

                    ((تا چند وقت دیگه یه دیزاین باحال هم روش میزارم که خوشگل بشه))

…………………………………………………………………

تحملم يه حدي داره

 

اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش


اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن !.........خوب شده ديگه


اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !.........بگه


اگه يه دفعه هارد 60گيگابايت شما هاپولي هاپو شده!.........پيش مياد ديگه


اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !.........ببازه


اگه سر مراسم خواستگاري،همونجا،عروس خانوم گفت نه!.........ايشاالله خوشبخت بشه


اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !.........مسئله اي نيست


اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6،ساعت 7 رفتين سر كار !.........دقيقا" رفتين سر كار


اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !.........تعجبي نداره

 

اگه درست شب امتحان بعدازمدتها به عروسي دعوت شدين!.....مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت

 

اگه گارشما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين!...اينجوري هم يه صفايي داره

 

اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده !.........حتما" حكمتي توي اون بوده

 

اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500تومن ووصل شده بودين!....مهم نيست


اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن !.........لبخند بزنين


اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر گيري بلد نبودين !....خودتون رو نبازين

 

اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده !.........عيبي نداره بابا


اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي

 

 دماغش فرو كرد،شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد، ........

 

ای بابا اصلا بیخیال دیگه بسه برای این سری فعلا بای بای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/27ساعت   توسط ت.ک  | 

سلام بچه ها خیلی خوشحالم که شما دوستای خوبم همیشه همراهم هستید و منو یاری میکنین

میخوام یه خبر بهتون بدم میدونم که خوشحال میشین

میدونین چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بگم یا نگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیدونم بگم یعنی خوشحال میشین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  

من یه وب سایت زدم www.screamlove.com  اگه خدا بخواد میخوام اونم گسترشش بدم البته با کمک شما ها من که تنها نمیتونم.

میخوام پیشنهاد هاتونو برام بگید که من ازش استفاده کنم یعنی از ایدهاتون بگید  

                     www.screamlove.com            

+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/23ساعت   توسط ت.ک  | 

استاد فيزيک:

معمولاً شلوار جين و پيراهن خاکستری به تن دارد. بعضی وقتها هم يادش می‌رود اصلاً

پيراهن بپوشد. اگر استادی را ديديد که شلوار جين به پا داشت و بند شلوار هم داشت 99٪

فيزيکدان است. استادان فيزيک معمولاً لهجه آلمانی دارند اما اين وجه مشخصه آنها نيست.

مواظب روانشناسانی که به طور مصنوعی به لهجه وينی صحبت می‌کنند باشيد

استاد کامپيوتر:

اغلب استادان علوم کامپيوتر هندی يا پاکستانی هستند. ازروی قيافه ظاهری ولهجه‌شان قابل

شناسايی هستند. دانشجويان علوم کامپيوتر، مثل قارچ شبها در می‌آيند. استادان علوم کامپيوتر

از کامپيوتر استفاده نمی‌کنند و به همين خاطر از سلامت بهتری نسبت به دانشجويانشان

برخوردارند و به اين ترتيب می‌توان آنها را شناسايی کرد. بسياری از استادان علوم کامپيوتر

 حتی چگونگی کار با کامپيوتر را هم بلد نيستند و در واقع، رياضيدان يا روانشناس بوده‌اند.

از آنها پرهيز کنيد

استاد رياضيات:

استادان رياضيات شبيه استادان فيزيکند با اين تفاوت که گرايشی به کارهای تجربی ندارند.

در اتاق استادان رياضيات فقط کتاب و مداد يافت می‌شود، بر خلاف استادان فيزيک که

اتاقشان آکنده از تجهيزات و دستگاههای شکسته و از کار افتاده است. رياضيدانها استفاده از

کامپيوتر و ماشين حساب را مسخره می‌کنند ولی در تقسيم پول صورتحساب رستوران بين

خودشان با مشکل روبرو می‌شوند. ساده‌ترين راه شناسايی استادان رياضيات از عبارتهايی

است که به طور مرتب به زبان می‌آورند: «واضح است که ... »، «می‌توان نشان داد که ...

 »، «به عنوان تمرين بماند برای دانشجويان ... »

استاد روانشناسی

روانشناسی واقعاً يک علم نيست. بنابراين روانشناسان را می توان به راحتی از

 صدای داد وفريادشان در اعتراض به هر کس که «علمی بودن» روانشناسی

 را زير سوال ببرد شناخت.

روانشناسان معمولاً چشمهای ريزی دارند و به جوکهای مربوط به روانشناسی نمی‌خندند.

هرگاه در مورد يک فرد شک داشتيد که او يک دانشمند است يا يک معلم دينی، به احتمال

زياد روانشناس است

   .......................................................................................................

بچه كه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم نهايت هر چيزي همين 10 تا بود از بابا بستني كه

ميخواستم 10 تا ميخواستم
مامانمو 10 تا دوست داشتم ...خلاصه ته دنيا همين 10 تابود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود.و

 حالا نميدونم ته دنيا چقدره؟ نهايت دوست داشتن چنتاست؟ انگار خيلي هم حريص تر شدم.10

 تا بستني هم كفافمو نميده!!!

اما ميخوام بگم دوستت دارم.....ميدوني چقدر؟ به اندازه همون 10 تاي بچگي

 

ورود زیر ۱۸ سال ممنوع =(۱۸+)

Columbus go home

+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/16ساعت   توسط ت.ک  | 

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای

نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود

نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه

بیان کنید:

۱-اگرشصت پای شمازیراجاق گازگیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده ایدهرگاه علت آن را

از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش"

۲-اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم"

۳-اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب

باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم"

۴-اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با

قهوه جوش اینجوری شد"

۵-اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده"

۶-اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند

روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

۷-اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را

چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است"

۸-اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید :

"الکی می گویند زانتیا ایربگ داره "

۹-اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ

شد"

۱۰-اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از

میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟

                                                                                       ...did somebody say it's FRIDAY?

اینم از خانومهای کماندو حالا هی بگین خانوما ضعیفا

اینم از دختری که جدیدا سر چهار راه ها شیشه ماشین پاک میکنه 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/10ساعت   توسط ت.ک  | 

بیماری 32 ساله به سراغ ریچارد کرولی درمانگر رفت.

 

شکایتش این بودکه نمی توانم جلو مکیدن انگشت شصتم را بگیرم.

 

کرولی گفت: چندان نگران نباش،اما هر روز یک انگشت متفاوت را بمک.

 

بیمارسعی کرد طبق دستور او عمل کند.اما هرباردستش رابه دهانش نزدیک می کرد،ناچار

 

می شدآگاهانه انگشت آن روزراانتخاب کند.هنوزهفته تمام نشده بود که آن عادت ازبین رفت.

ریچارد کرولی می گوید:وقتی عادتی پدید می آید،مبارزه با آن دشوار است.اما هنگامی که 

همین عادت ما را مجبور کند رفتار جدیدی در پیش بگیریم،تصمیم های جدید و انتخاب های

جدیدی انجام می دهیم،آگاه می شویم که این عادت به زحمتش نمی ارزد.

.................................................................

مدت زيادي از تولد برادر ساكي  كوچولو نگذشته بود . ساكي  مدام اصرار مي كرد به پدر ومادرش كه  با

 

نوزاد  جديد  تنهايش  بگذارند .

پدر و مادر مي ترسيدند ساكي هم  مثل بيشتر بچه هاي  چهار پنج ساله  به برادرش  حسودي كند  و بخواهد 

 

به او آسيبي  برساند . اين بود كه جوابشان هميشه   نه    بود  . اما در رفتارساكي هيچ نشاني از حسادت

 

 ديده نمي شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش  هم براي تنهاماندن  با او  روز به روز  بيشتر مي شد 

 

،‌بالاخره پدر و مادرش  تصميم  گرفتند موافقت كنند .

 

ساكي با خوشحالي  به  اتاق نوزاد رفت و  در را پشت  سرش  بست . امالاي در باز مانده بودو پدر و مادر

 

كنجكاوش  مي توانستند  مخفيانه نگاه كنند و بشنوند .  آنها ساكي  كوچولو  راديدند  كه  آهسته  به طرف

 

برادر  كوچكترش  رفت. صورتش را روي صورت او گذاشت وبه آرامي  گفت :  ني ني  كوچولو ، به من 

 

بگو  خدا چه جوريه ؟ من  داره  يادم  ميره !

آن ميلمن

    بازی فوتبال زنان ایرانی با اروپاییان           ...you old bat

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/06ساعت   توسط ت.ک  | 

آيا ميدانيد؟

۱- ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون

چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز

استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

۲-چراروي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو،سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كارازمحكم‌كاري عيب

نمي‌كنه

۳-آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

۴-چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين

كار را انجام دهند

۵- اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

۶- چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

۷- چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

۸- شجاع‌ترين مرد جهان كيست؟ امام جمعه قزوين

۹-فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

۱۰-اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

۱۱-شباهت داماد با بازی بسکت ؟ جوفتشون حلقه دارن

۱۲- چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در می‌زنه

۱۳-ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

۱۴-خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

۱۵-اگه يه نقطه آبي روي ديوارديديدكه حركت مي‌كندچيست؟مورچه‌اي است كه شلوارلي

پوشيده

۱۶-بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم:

«لطفاً بچرخانيد»

۱۷-چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

۱۸-چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

۱۹-چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

دیگه ۲۰ نداریم دیگه تا همینجا بسه ۰  

                  اینم جورای مختلف ازدواج                                   Love = heart accident

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/07/03ساعت   توسط ت.ک  | 

 
JavaScript Codes