تبليغاتX

] جیغ
تفریح و سرگرمی
میدونی چیه؟
تو پر رنگی و داری از پر رنگیت استفاده میکنی
پر رنگیت روزهای منو سنگین میکنه
تازه با اینکه پررنگی خیلی راحت محو میشی
منم واسه اینکه کمرنگت کنم اول باید خودم کمرنگ شم
باید یه خطی بذاریم جلوش
همیشه باید خط گذاشت جلوی همه چی
واسه همه چیزای بی نهایت باید مرز گذاشت وگرنه میسوزن
تو تو دنیات خوابیدی و من اینجا سرم گیج میره
میبینی که سرم گیج میره؟
میفهمی یعنی چی اصلا؟
میدونی وقتی واسه یه چیزی مرز نذاشتی بعدش با چیزایی که ته دارن میری توش چه حس بدیه
میدونی
تو باید کمرنگ شی. من زیادی پررنگت کردم
بعدشم باید از جا زدن من جا بزنی
نمیگم برو ها
نه .. هیچ وقت نرو

میدونی چی دوس دارم؟
که مطمئن باشی به اون چیزایی که من نیستم
که یه وقتایی دروغایی بگی که باور کنم
حقیقتش همینه دیگه
دوس دارم دعوام کنی وگرنه عصبانی میشم
ولی تو هم مطمئن نیستی .. مثل همه
بررگ شدیم. یاد گرفتیم شک کنیم
من کوچولو ام خیلی مثلا ولی حداقل شجاعم
تو یه کاری نکن که برم تو غالب آدم بزرگا برات
میدونی؟
دوست دارم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/04/30ساعت   توسط ت.ک  | 

لوئيز رِدِن ، زني بود با لباسهاي كهنه و مندرس ، و نگاهي مغموم . وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد . به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نمي‌تواند كار كند و شش بچه‌شان بي غذا مانده‌اند.

جان لانگ هاوس ،صاحب مغازه ، با بي‌اعتنايي محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند .

زن نيازمند در حالي كه اصرار مي‌كرد گفت : «آقا شما را به خدا به محض اينكه بتوانم پولتان را مي‌آورم .»

جان گفت نسيه نمي‌دهد .مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي‌شنيد به مغازه دار گفت : «ببين اين خانم چه مي‌خواهد خريد اين خانم با من .»

خواربار فروش گفت :لازم نيست خودم مي‌دهم ليست خريدت كو ؟

لوئيز گفت : اينجاست .

- « ليست‌ات را بگذار روي ترازو به اندازه ی  وزنش هر چه خواستي ببر . » !!

لوئيز با خجالت يك لحظه مكث كرد، از كيفش تكه كاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت . همه با تعجب ديدند كفه ی ترازو پايين رفت .

خواربارفروش باورش نمي‌شد .

مشتري از سر رضايت خنديد .

مغازه‌دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ی  ديگر ترازو كرد كفه ی ترازو برابر نشد ، آن قدر چيز گذاشت تا كفه‌ها برابر شدند .

در اين وقت ، خواربار فروش با تعجب و دل‌خوري تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است .

كاغذ ليست خريد نبود ، دعاي زن بود كه نوشته بود 

 

« اي خداي عزيزم تو از نياز من با خبري ، خودت آن را برآورده كن »

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/04/27ساعت   توسط ت.ک  | 

بچه ها من احساس میکنم که شماها یه کم داره مطالب براتون تکراری میشه به خاطر همین چند تا جوک براتون میزارم که حال و هواتون عوض بشه :.....................

امام جمعه هم ولايتي هاي حسن آقا مي ره بالاي منبر و مي گه: مسئله انتخابات بحث ناموسي نيست که بشه براحتي از آن گذشت!!!
................................................................................

يه روز به يه افغه شورت ايروني مي پوشونن، ازش مي پرسن؟ الآن چه احساسي داري؟ مي گه: الآن ..نم در غربته.
...............................................................................
يه افغه، ۳ تا گوني گذاشته بوده رو کولش و داشته مي برده، بهش مي گن: خب آدم عاقل از فرقون استفاده کن، مي گه: خودم اول به فکرم رسيد ولي بعد ديدم، دسته هاش خيلي کمرمو اذيت مي کنه.
...............................................................................
به يه افغه مي گن: يه کاميون پول بهت بديم، چي کار مي کني؟
مي گه: خاليش مي کنم هزار تومن مي گيرم!
..............................................................................
 تا بچه ۲ قلو تو شکم مامانشون بودن، اولي از دومي مي پرسه؟ مامانو بيشتر دوست داري يا بابارو؟ دومي مي گه: مامانو و مي پرسه؟ تو چي؟
اولي مي گه: بابارو، دومي مي پرسه؟ چرا؟ اولي مي گه: چون هر شب بهمون سر مي زنه !!!
                
             ای وای خدا اینو چه باحاله من که غش کردم                       watermelon
+ نوشته شده در  شنبه 1384/04/25ساعت   توسط ت.ک  | 

ديشب بياد تو

 هفت اسمان را

به جستجوی ستاره ات بوييدم

سرت را روی شانه ام بگذار

ديگر برایت نه شمس می خوانم

نه حافظ نه سهراب

فقط تو

شعر تو را خواهم گفت

            

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/21ساعت   توسط ت.ک  | 

این سری میخوام یه فلش با حال براتون بذارم که خیلی خنده داره

روی این لینک پایین کلیک کن و ببین :

فلش توپ من که خیلی خندیدم

اینم یه فلش دیگس که یکیرو آرایش میکنن جالب بیده :

آرایش(کلیک کن )

راستی بچه ها نظر یادتون نره

اینم من که هی میگفتید نیستی .... ترانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/04/20ساعت   توسط ت.ک  | 

سن ?? سالگي: تا پارسال هر كي بهشون مي گفت: چطوري؟ مي گفتن: خوبم مرسي! حالا ميگن: مرسي خوبم!

سن ?? سالگي: هر كي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليك سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه كاري و رنگ آميزي و ...!)

سن ?? سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم مي خوان خودكشي كنن! ... شوخي هم ندارن!

سن ?? سالگي: نشستن و اشك مي ريزن! ... بهشون بي وفايي شده! ... (كوران حوادث!)

سن ?? سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي كنن!

سن ?? سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ... فكر مي كنن اون يه آدم به تمام معناست!

سن ?? سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ... آخرش منو يه كور و كچلي مي گيره! مي دونم!

سن ?? سالگي: فقط ??-?? سالگي قصد ازدواج دارن! فقط!

سن ?? سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلكرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ كه چي نباشه!)

سن ?? سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي كنن!

سن ?? سالگي: زياد مهم نيست كه چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزي كه نرسيديم برسونه!

سن ?? سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچكي نمياد؟! ... هر كي مي خواد باشه ، باشه!

سن ?? سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!

سن ?? سالگي: آخيـــــــــــش!

سن ?? سالگي: كاش قلم پات مي شكست و خواستگاري من نميومدي!!!

 

خانمها لطفآ نظر............علی

+ نوشته شده در  شنبه 1384/04/18ساعت   توسط ت.ک  | 

                          یه چند تا سوال دیگه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سوال 1 : اگه شما زن حامله ای رو بشناسين كه در حال حاضر هشت تا بچه ء كور و كچل معلول داره ، آيا موافقين اين خانم سقط جنين بكنه كه يه بچه ء ديگه به كور و كچلهای اين دنيای لعنتی اضافه نشه؟

در ضمن لازم به ذكره كه از هشت تا بچه ء اين عليا مخدره ء محترمه ، سه تاشون كر و لال هستن و دو تاشون هم نابينا هستن و يكيشون هم عقب افتادگی ذهنی داره و خود خانم هم مبتلا به سيفليس مزمن هست! ... به نظر شما بهتر نيست اين خانم جنين رو مسقوط كنه؟

حالا بذارين سوال دوم رو مطرح كنم...

سوال 2 : اگه قرار باشه از بين سه تا كانديدای زير برای رياست جمهوری يكی رو انتخاب كنين ، كدومشونه؟

الف - كانديدای اول با سياستمداران و سياست بازان حقه باز و بدكاره و لجاره و قالتاق و مفت خور و بدنام ، بده بستون داره و اهل فال بينی و پيش گويی و استخاره و اين مزخرفات هم هست... روزی 8 الی 10 ليوان مارتينی می خوره و هوف و هوف سيگار برگ می كشه

ب - كانديدای دوم تا لنگ ظهر می خوابه ، ترياك می كشه و هر شب نيم بطر ويسكی روانه ء خندق بلا می كنه

پ - كانديداری سوم يه قهرمان جنگه... گوشت نمی خوره ، سيگار نمی كشه... گاه گداری يه ليوان آبجو می خوره و اهل زن بازی و حقه بازی های ديگه هم نيست

شما كدوم يكی رو روانه ء كاخ رياست جمهوری می كنين؟

خب! حالا تا به جوابها برسيم من يه مدت مكث می كنم تا فكراتون رو بكنين...

..........................

...................

............

......

و اما توضيحات :

الف - كانديدای اول فرانكلين روزولت است (بود)

ب - كانديدای دوم وينستون چرچيل است (بود)

پ - كانديدای سوم آدولف هيتلر بود

در مورد سوال 1 هم اگه شما به سقط جنين اون عليا مخدره ء حامله جواب مثبت دادين ، از تولد بتهوون جلوگيری كردين!

نتيجه ء اخلاقی اينكه : زياد با فكر كردن خودتون رو خسته نكنين! خيلی وقتا چيزايی كه با تفكر ، صحيح تشخيص ميدين ، غلط ترين راه هستن

ترانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/04/16ساعت   توسط ت.ک  | 

سه نفررشتي و تهراني و آبادانيه داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادن و ميگفتن: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايي كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چي ميگفتي؟ تهرانيه يهو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان! ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چي ميگي؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران! آزادش ميكنن. به آبادانيه ميگن تو چي ميگي؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد!

..........................................................

اگه اینو داری میخونی ، یادت باشه به خاطر این نیست

 

 که من فکر می کنم تو از من باهوش تری، OK؟

در ادامه این مطلب 4 تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری،  حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.

 

آماده ای؟

برو پایین تر.....

 

سوأل اول :

فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

 

پاسخ:

اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.

 

سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.

برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

 

سوأل دوم:

اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

 

جواب:

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون می خواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

 

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

 

سوأل سوم:

ریاضیات فریبنده!!!  این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

 

 

 عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

 

به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.

باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.

مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

 

پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana  2- Nene  3- Nini  4- Nono. اسم             

                                                 پنجمی چیه؟

 

جواب: Nunu ? 

 

 

نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.

 

بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.

اینو برای امتحان اونهایی که فکر می کنید باهوشند بفرستید.

فدای شما ...............ترانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/04/13ساعت   توسط ت.ک  | 

اهل پاسدارانم
روزگارم بد نيست
دويست و شيشي دارم، نوک مدادي، شيشه دودي

و صافکارش هم در اين نزديکي‌است:
بعد از اين چهارراه‌ها، نبش آن برج بلند

اهل پاسدارانم
پيشه‌ام الواطي است
گاه‌گاهي چرخکي مي‌زنيم، توي شهر، با بچه ها
تخته گاز ميگذريم از کوچه ها
تا دل همسايه مان آب شود
چه باحاله، چه باحاله .... مي‌دانم
بهتر از پيکان است
مرده شورش ببرند، باز باک اش خالي‌است..

.............بچه ها بالا خره امتحانا تموم شد... ایول......راحت شدیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/04/12ساعت   توسط ت.ک  | 

اول سلام

دوم اینکه این چند روز خیلی خسته شدم نمیدونم چرا ولی به حر حال بد نبود این علی هم که منو تنها گذاشته رفته شراغ کتاباش تا امتحاناشو بده منم شدم دست تنها امیدوارم با اینکه تنها بودم تونسته باشم مطالب خوندنی براتون بذارم تا حداقل استفاده ببرید من میخوام یه قسمت جدید هم تو وبمون بذارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه گفتید اون چیه ؟ خودمم هنوز نمیدونم شما بهم چه پیشنهادی میکنید که من چی بذارم میخوام یه چیزی باشه که تا حالا تو وب نذاشته باشم هر چی فکر میکنم چیزی به ذهنم نمیرسه ؟

امروز هر چی خواستم یه مطلب بذارم ولی نمیدونم چرا نشد یعنی چیزی به ذهنم نرسید حداقل تونستم برای اون یکی وبمون یه چند تا عکس بریزم ولی نمیدونم اینجا چه مطلبی بذارم

به هر حال گفتم بیام اینجا حداقل اگه مطلبی به ذهنم نرسیده یه صحبتی با شما عزیزای گلم کرده باشم که اینقدر به ما لطف دارید راستی بچه ها شاید یه قسمت هم درست کنم که هر از چند گاهی بعضی از این کامنت های دوستامو بذارم تو وب به هر صورت که من خیلی دوستون دارم و خیلی خوشحالم که ما رو تنها نمیذارید

                                        (تـــــــرانــــــــــــــــه)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/04/11ساعت   توسط ت.ک  | 

حالا میخوام چندتاجوک بگم که شماروازحال وهوای این انتخابات دربیارم بابامردیم ازحرس

    (راستی بچه ها از دست علی ناراحت نباشید که نیست آخه امتحاناتش شروع شده)

از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟مي گه: اولش تفريحي بود !!!
..................................................................................
حسن آقا مي ره خونه و مي بينه: يه سياه پوسته داره با زنش حال مي کنه، غيرتي مي شه و مي گه: کثافت در بيار اون دسته بيلو، سياه پوسته درمي آره، حسن آقا مي گه: اوه بکن تو بکن تو حالمونو به هم زدي!!!
..................................................................................
قزوینیه مي آد تهرون و مي ره نماز جمعه، وقت رکوع مي گه: من و اين همه خوشبختي، محاله!!!
..................................................................................
تهرونيه، اصفهانیه و قزوینیه  مي ميرن. اون دنيا، مي رن نامه اعمالشونو مي گيرن، مي بينن بدجوري افتضاحه و اگه اين ريختي پيش بره، هر سه تايي از قعر دوزخ سر در مي آرن! خلاصه مي رن پيش جبرييل و كلي پاچه خواري مي كنن كه اي بابا، يه فرصت ديگه به ما بدين تا جبران كنيم و آخر مخ جبرييل رو مي زنن و راضيش مي كنن كه يك فرصت ديگه بهشون بده. جبرييل شرط مي ذاره كه اگه تهرونيه خانوم بازي نكنه، اصفهانيه يه دنبال پول نباشه و قزوینیه هه، دنبال دخو بازي نره، به اونا يه فرصت ديگه مي ده و الا همه شونو در جا سنگ مي کنه و صاف از ته جهنم سر در مي آرن! خلاصه سه تايي برمي گردن رو زمين و خوشحال و خندون داشتن مي رفتن كه يه هو چشم تهروني يه مي خوره به يه خانوم و هرچي سعي مي کنه جلوي خودشو بگيره، نمي شه، آخر مي ره و يه تيكه بهش مي ندازه. تيكه انداختن همون و درجا سنگ شدن همون! دخو هه و اصي يه حساب كار دستشون مي آد، يه نگاه به هم ميكنن و راه مي افتن. يه خورده جلوتر، اصي يه، يه ۱۰۰۰ تومني رو زمين مي بينه، هي با خودش چك و چونه مي زنه، آخر مي بينه راه نداره... خم مي شه که ورش داره، يه هو دخو هه مي گه: آي بالام‌جان! خدا ازت نگذره كه هم خودتو سنگ كردي و هم منو!!!
....................................................................................
 يه روز از يه پيرزن ميپرسند : مضرات و مشکلات پيري چيه ؟پيرزنه ميگه :
واللاه مشکلات پيري ۵ تا هستش ، اولي فراموشيه ، ۴ تاي بقيه هم يادم نمياد
 
خوب بچه هااومیدوارم خوشتون اومده باشه وحداقل بعدازاین چند روز یه خنده ای کرده باشید
خوشحال میشم این پایین نظراتونو ببینم راستی یه باره دیگه آدرس وب دیگمونو بهتون میدم که اونجا هم همدیگرو ببینیم من منتظرم:
 
                                       http://picturerain.mihanblog.com      
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/07ساعت   توسط ت.ک  | 

آینده نزدیک!!!

امروزصبح هم مثل هرصبح دیگه‌ای باصدای چهچه بلبلای عاشق ازخواب بیدار میشید.

قطرات شبنمی که طی شب ‌گذشته روی گلبرگ‌های گل‌های رز تشکیل شدن،‌ با تابش اولین اشعه صبحگاهی می‌درخشند.

وقتی به استخر وسط حیاط نگاه می‌کنید، از گلبرگ‌های رنگارنگی که روی آب با آرامش شناورند و با تلاطم ناشی از پرتاب سیب‌های سرخ به این ور و اون‌ور میرن به وجد میایید.

بعد از شستن صورتتون با آب استخر، صورتتون رو با هوله خشک نمی‌کنید تا نوازش نسیم صبحگاهی رو روی صورتتون بیشتر احساس کنید.

موقع صبحونه همه چی روی میز صبحانه برای شما و سایر آحاد جامعه آمادست: شیرقهوه، نسکافه، کله‌پاچه با آب‌پرتقال و حتی پنیرخامه‌ای و شکلات صبحانه.

چون دیگه مبارزه با فرهنگ اسراف کاملاً تو جامعه نهادینه شده، هرچی رو که رو میز هست، تا ته می‌خورید.

با کمال آرامش برای رفتن به سر کار آماده میشید و در حال حرکت به سمت لباس‌هاتون، چندبار چشماتون رو می‌بندید و دستاتون رو باز می‌کنید و چرخ می‌زنید.

رادیو پیام رو روشن می‌کنید و این ترانه رو می‌شنوید « مژده بده‌،‌ مژده بده، یار پسندید مرا...»

لباس‌هاتون همه تمیز و مرتبه و کفشاتون هم طوری برق می‌زنه که شما رو از داشتن آیینه بی‌نیاز می‌کنه.

باز هم با دیدن مجموعه عطر و ادکلون و اسپری، همون سردرگمی هر روزه برای انتخاب به سراغتون میاد. (چه گیج‌شدن لذت‌بخشی ...)

موقع خارج شدن از منزل، یه نگاه به اتومبیلتون که تازگیا زیاد مورد بی‌مهریتون قرار گرفته می‌کنید و بهش می‌گید :«وقتی با وسائط نقلیه عمومی با آسودگی و سه سوت می‌رسم سرکار، احتیاجی به تو ندارم که حضورت در خیابون هم باعث مصرف بنزین بیشتره و هم حقوق سایر شهروندا رو با ایجاد ترافیک پایمال می‌کنه»

تا به ایستگاه اتوبوس می‌رسید، اتوبوس مثل همیشه دقیقاً سر موقع می‌رسه، و شما امروز دیگه به خودتون قول دادید که زودتر از بقیه، بهشون «صبح‌بخیر» بگید.

بقیه مسیر رو هم تا رسیدن به محل کارتون با «مونو ریل» طی می‌کنید و از اون بالا با دیدن مردمی که یه روز دیگه رو با طراوت و جنب و جوش آغاز کردن، لذت می‌برید.

امروز توی اداره،‌ دوتا اتفاق قرار بیوفته، یکی جشن تولد یکی از همکاراتونه که رئیس اداره بعنوان کادو براش یه خودروی ملی خریده و یکی هم اینکه قراره این ماه بخاطر تراکم مالی شرکت، پاداشا رو زودتر بدن.

دارید با خودتون فکر می‌کنید که کدوم یکی زودتر اتفاق میوفته که یهو یه صدایی میگه «مرد،‌ بسه دیگه، پاشو... چقدر می‌خوابی». چشاتون رو باز می‌کنید و می‌بینید که  اون روز صبح چون استثنائاً بلبلا آواز نخوندن، خانمتون از خواب بیدارتون کرده، فقط همین.

 

نتیجه‌گیری اخلاقی: زندگی انقدر شیرین و خوب شده که حتی شبا هم خواب اتفاقای روزانه رو می‌بینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/04/06ساعت   توسط ت.ک  | 

عشق را ،

با تمام وجود فرياد خواهم زد

تا به دنيا  ثابت كنم،

"تمام مسيرها به طرف مشترك مورد نظر

اشغال نميباشد"!!!!

 آرزو كردن با انسان و به آرزو رسيدن با خداست.

كسي كه با افكار عالي و خوب دمسازند، هرگز تنها نيستند.

اگر بر ناتوان خشمگين شوي ، دليل بر اين است كه قوي نيستي .

اگر همه آرزوها بر آورده شود، هيچ آرزويي برآورده نميشد.

مقام عالي انسان در برابر شماست ، آن را به دست آوريد.

ادب خرجي ندارد ولي مي تواند همه چيز را خريداري كند.

براي آن كس كه ايمان دارد، ناممكن وجود ندارد.

ذهن خود را از نتوانستن ها خالي كن.

پرسش هاي ما افكار ما را ميسازد.

شجاعت مانند عشق از اميد تغذيه ميشود.

وجدان خداي حاضر در انسان است.

از انديشه ها وآرزوهاي ديگران، براي موفقيت خود كمك بگيريد.

زندگي بدون عشق، چون زيستن در تاريكي مطلق است.

آنچه به پرودگار مديونيم ، دوست داشتن ديگران است.

سعادت آن است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند

راستی بچه ها ریاست جمهوری جدید رو به همتون تسلیت میگم غم آخرتون باشه

+ نوشته شده در  شنبه 1384/04/04ساعت   توسط ت.ک  | 

این هم آینده کشور بعد از انتخابات 

۱- مایلی‌کهن مجددا سکان هدایت تیم ملی را در دست خواهد گرفت.

۲- نام پیتزا دربدر از این به بعد به دیزی سرای شلمچه تغییر نام داده میشود.

۳- از ۲۰۰ متر مانده به اداره یا شرکت مسیر باید بصورت سینه خیز طی شود تا افراد در هنگام حضور در محل کار به اندازه کافی خاکی باشند.

۴- آهنگ‌های موبایل باید تلاوت یکی از سوره‌های جزء سی‌ام قرآن باشد.

۵- از این به بعد سر کلاس‌های زبان باید این آهنگ خوانده شود (با ریتم سوی دیار عاشقان خوانده شود)

everybody esteme'o, everybody estame'o...

We are going to Karbala, We are going to Karbala

۶- حضور آقایان و خانم‌ها در خیابان‌ها فقط به ترتیب در روزهای زوج و فرد میسر خواهد بود.

۷- اجازه ساخت آپارتمان در صورتی صادر خواهد شد که طبقه اول حسینیه باشد.

۸- از سخنان امام جمعه بعد از هر خطبه امتحان بعمل خواهد آمد و ۳۰٪ نمره کنکور سراسری دانشگاه‌ها را نتایج این امتحان تشکیل خواهد داد.

۹- ناهیان از منکر اجازه دارند کراوات افرادی را که کراوات می‌بندند تا حد خفگی بکشند و ول کنند و این کار را به کرات تا توبه کردن فرد ادامه دهند.

۱۰- خون رانندگانی که از چراغ قرمز رد می‌شوند بر نیروی انتظامی حلال است.

۱۱- کسانی که ریش آنها کوتاه است تا رسیدن طول آن به ۱۰ سانتی‌متر در بازداشت به سر خواهند برد.

۱۲- حکم کسانی که از آب برای شستن جوراب استفاده کنند در حکم محاربه با امام زمان خواهد بود.

۱۴- مراسم پرفیض دعای کمیل در طول روز به دفعات برگزار خواهد شد.

۱۵- مردم موظفند آنقدر عبادت کنند تا آنجا که آیه‌ای از طرف باریتعالی نازل شود به این مضمون که «تو رو من (خدا) بسه دیگه، مگه شما خونه زندگی ندارید.»

۱۶- جاده ابریشم طوری تغییر داده می‌شود که قسمتی از آن از مسیر حرکت امام زمان گذر کند تا قسمتی از این مسیر ابریشمین!!! گردد.

۱۷- تمام سفرهای توریستی به خارج از این پس به بازدید از مناطق جنگی تغییر پیدا خواهد کرد.

۱۸- توریست‌های خارجی تنها در صورتی اجازه بازگشت به کشورشان را خواهند داشت که بتوانند نهج‌البلاغه را بصورت برعکس حفظ کنند.

۱۳- از کسانی که نتوانند خانواده خود را از نظر مالی تأمین کنند تقدیر بعمل خواهد آمد.

۱۹- ۹۳٪ حقوق بالای ۱۲۰ هزار تومن بعنوان مالیات کسر خواهد شد. (شایان ذکر است ۷٪ بقیه بابت بیمه کسر می‌شود)

۲۰- عبارت «وحدت حوزه و دانشگاه» از این پس به «غلبه حوزه بر دانشگاه» تغییر نام خواهد داد.

ای بابا عجب تو مخمصه افتادیم ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/01ساعت   توسط ت.ک  | 

 
JavaScript Codes