تبليغاتX

] جیغ
تفریح و سرگرمی

اگه احمدی نژاد انتخاب بشه این اتفاقات هم میفته :

۱- سیستم‌عامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده می‌شود (توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجره‌ها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است)

۲- با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.

۳- نصب پیامبر (messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.

۴- پیامبر شما  علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز برخوردار باشد.

۵- اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.

۶- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.

۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.

۸- بجای گفتن hi باید از عبارتsoavrvb  استفاده شود که همان مختصر شده عبارت  salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.

۹- در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از «اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.

۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری رابطه با آمریکا مجاز نمی‌باشد.

۱۱- برای ارتباط‌ات بین شبکه‌ای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و بهیچ وجه نباید از ارتباطات بی‌سیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره می‌شوید.

۱۲- کلیه کافی‌نت‌ها موظف به تغییر نام خود به «چای‌شبکه» هستند.

۱۳- استفاده کنندگان از اینترنت فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایت‌ها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط (بی‌ربط) مجوز داشته باشند.

www.chafie.org ، www.khaki.com  و  www.president.man(توضیح اینکه .man مخفف نام  و نام خانوادگی یکی از شخصیت‌های محبوب مردم است که به تازگی دامنه‌های .ir به این دامنه تغییر یافته‌اند.)

(صدور مجوز برای هر سایت‌ با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل می‌گردد)

۱۴- در هنگام مشاهده سایت‌، ابتدا باید یک ‌flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور روزهای جبهه و جنگ باشد.

۱۵- فونت لینک‌ها حتماً باید کوفی باشد.  

۱۶- بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین» استفاده شود.

 پس همگی باید از بد و بدتر یکیرو انتخاب کنیه همه در روز  ۳ تیر در

                پای صندوق رای به هاشمی رای خواهیم دارد                  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/31ساعت   توسط ت.ک  | 

بچه ها شما چرا به وب دیگه من و علی سر نمیزنید مارو دوست ندارید هان بگید که دروغه بگید که من وعلی رو دوست دارید مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

اینم آدرسش دوباره براتون مینویسم من منتظرما اونجا ببینمتون :

http://picturerain.mihanblog.com

 راستی بچه ها من قالب وب عوض کردم الان دیگه راحت باز میشه

برین حتما ببینین چون خیلی توپ شده

ما منتظرتونیم ..... ترانه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/03/29ساعت   توسط ت.ک  | 

بخوان و انجام بده

۱.آنچه جذاب است سهولت نیست ُ دشواری هم نیست ُ بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .

۲.اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام میدادید ُ همان نتیجه ای را میگیرید که همیشه میگرفتید .

۳.ما زمان را تلف نمیکنیم ُ زمان است که ما را تلف میکند .

۴.افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند ُ بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام میدهند .

۵.هر کس آتچه را که دلش خواست بگوید ُآنچه را که دلش نمیخواهد میشنود .

۶.کسی که به امید شانس نشسته است ُ یالها قبل مرده است .

۷.اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید آنها جلوی شما را خواهند گرفت .

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/03/28ساعت   توسط ت.ک  | 

جوانانی که در نظام جمهوری اسلامی ايران متولد شده اند، تاثير گذارترين گروه اجتماعی در نتيجه انتخابات هستند.

جوانان و ستادهای تبليغاتی

اتومبيل هايی که برچسب هايی با نام HASHEMI به زبان انگليسی رويشان چسبانده شده، به سرعت از پيچ خيابان ايران زمين در شمال غربی تهران بالا می روند. اتوموبيل های مدل بالا آنگاه در کنار مجموعه ورزشی ايران زمين که يکی از ستادهای انتخاباتی هاشمی رفسنجانی است توقف می کنند.

بيشتر کسانی که در اين ستاد مشغول به کار هستند، جوان هستند، لباس هايی با مدل غربی پوشيده اند و موهايشان را به سبک باب روز آرايش داده اند.

Made.in***Va_ama_Eshgh***Group
جوانانی که پوشش و ظاهرشان در سالهای اخير با معيارهای جمهوری اسلامی ناسازگار دانسته می شد، در تبليغ نامزدهای انتخاباتی حضور و فعاليت دارند

محمد، يکی از جوانانی که در اين ستاد فعال است، عکس ها و برچسب هايی از هاشمی به دست دارد و ميان اتوموبيل هايی که از کنار ستاد می گذرند، توزيع می کند. برخی از اتوموبيل ها قبل از آن که به محل ستاد برسند شيشه های خود را بالا می کشند تا عکس يا برچسبی دريافت نکنند، اما برخی نيز با روی گشاده خواهان گرفتن برچسب ها هستند.

اما محمد تنها به کسانی برچسب می دهد که در کنار ستاد توقف کنند. آنگاه او دوستانش را فرا می خواند تا اتومبيل را آنگونه که خود می خوانند، "اسپرت" کنند. منظور آنها را از "اسپرت کردن"، تزئين و چسباندن برچسب های تبليغاتی بر روی سراسر بدنه و شيشه های اتوموبيل است.

سه دختر که آرايشی غليظ بر چهره دارند، توقف می کنند تا محمد و دوستانش اتوموبيل آن ها را "اسپرت" کند. صدای بلند موسيقی غربی از درون اتوموبيل به گوش می رسد. دوستان محمد به سرعت، اتوموبيل پژو ۲۰۶ دودی رنگ را محاصره می کنند و مشغول چسباندن برچسب ها روی کاپوت و عقب پژو می شوند، محمد نيز از فرصت استفاده می کند و با دخترها گپ می زند.

آن سو تر دو دختر که مانتوهايی تنگ با رنگ های روشن سبز و سفيد به تن دارند، محمد را با ناسزا خطاب قرار می دهند. آنها فرياد می زنند که اين آزادی ها "موقتی" است. محمد با پوزخند جوابشان را می دهد. اتوموبيلی ديگری جلوی محمد توقف می کند. قبل از اين که محمد به او برچسب دهد، مرد ميانسال به تاسف سری تکان می دهد و می گويد برايت متاسفم. محمد نيز بلافاصله می گويد: "آن موقعی که انقلاب کرديد بايد تاسف می خوردی."

عليرضا. ت می گويد: "ستاد آقای کروبی ۲۵۰ هزارتومان برای يک ماه می دهد و در ستاد آقای هاشمی از رقم ۴۰۰ هزار تومان برای يک ماه صحبت می شود. اگر هم کارمان مطلوب باشد، شايد يک سکه هم پاداش بگيريم."

محمدرضا که همزمان در چند ستاد تبليغاتی کار می کند می گويد: "برای من فرقی نمی کند که در کدام ستاد کار می کنم، مهم پول است."

"نسيم" نام ستاد نسل سومی های مصطفی معين است. جوانان عضو اين ستاد با پوشيدن کاورهای قرمز رنگ به تبليغات می پردازند.

Made.in***Va_ama_Eshgh***Group
با آغاز تبليغات انتخاباتی در بهار امسال چهره پايتخت جمهوری اسلامی تغيير يافته است

نسيم م يکی از دختران "نسل سومی" عضو ستاد است. او ميان سرنشينان اتوموبيل ها پوستر پخش می کند واز آنها می خواهد که به معين رای بدهند. نسيم می گويد: "اگر محافظه کاران برنده انتخابات شوند، همين آزادی نيم بند را از دست می دهيم."

گرچه بيشتر جوانانی که عضو ستاد تبليغاتی مصطفی معين هستند، انگيزه های متفاوت سياسی و اجتماعی برای شرکت در انتخابات دارند، اما به نظر می رسد انگيزه های جوانان عضو اغلب ستادهای انتخاباتی بيشتر مادی است.

جوانان وشعارهای انتخاباتی

نامزدهای رياست جمهوری اغلب در شعارهای خود، جوانان را مخاطب قرار می دهند.

معضل بيکاری باعث شده تا جوانان برای آن که در آينده کاری در يکی از سازمان های دولتی بيابند در ستادهای تبليغاتی عضو شوند. گروهی نيز به درآمد خوب تبليغات برای نامزدها اشاره می کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/03/26ساعت   توسط ت.ک  | 

از استاد شیمی پرسیدن عشق چیست ؟گفت:حلال است. از استاد زبان پرسیدند عشق چیست ؟گفت همپای love است . از استادادبیات پرسیدند عشق چیست ؟ گفت : محبت الهیات است.از استاد  دینی پرسیدند عشق چیست ؟ گفت:حرام است.ازاستاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میکردد.از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست ؟گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان ..................................................

............................................................................

از ترکه مي پرسن؟ به کي مي خواي راي بدي؟با لهجه غلیظ مي گه: به ننم، مي پرسن؟ واسه چي؟ مي گه: آخه ننم قالي بافه!!!
............................................................................
غضنفر گاز نوشابه رو مي گيره و مي ره شمال!!!
............................................................................
اون چي يه که آقا مي ده و خانوم مي خوره؟ ديدي باز بد فکر کردي!!!حرصه.
............................................................................
يه آبادانيه با يه فرانسويه راه ميرفتن، فرانسويه مي گه: ما ايفل رو ۱ ماهه ساختيم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هي گفت و گفت تا اين که ابا دانيه چشمش به برج آزادي افتاد، يهو گفت: اي بابا، اين كه الان اينجا نبود!!!
...........................................................................
روزي دکتري در کشتي طبابت مي کرد. و هر کس مريض مي شد يک قاشق آب دريا تجويز مي کرد .
يک روز هوا طوفاني شد و دکتر به دريا افتاد. پرسيدند دکتر کجا رفته .گفتند رفته دارو خانه
...........................................................................
رييس ديوونه خونه مي خواسته ديوونه ها رو امتحان کنه که کدومشون عاقل شده که آزادش کنن،
مي آد و يه نوار مداحي مي ذاره، همه ديوونه ها مي رقصن به جز ۲ نفرشون. فکر مي کنه که اين ۲ نفر عاقل شدن، ازشون مي پرسه؟ شما چرا نرقصيدين؟ ديوونه ها مي گن: آخه ما عروس و داماديم.
..........................................................................
اگه گفتين اون چي يه که تا بابا در مي آره، مامان جفت مي کنه؟ بچه جون مگه نگفتم اينارو نخون فکر بد مي کني. جواب : کفش
..........................................................................
يه روز به يه فزول مي گويند اگر نصف جهان را به تو بدهيم دست از فزول كاري هات برمي داري جواب
مي دهد: اون نصف ديگر را به كي مي هند
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/24ساعت   توسط ت.ک  | 

سلام بچه ها من و علی تصمیم گرفتیم عکسهارو از این به بعد تو یه جای دیگه برای شما بذاریم چون اینجا خیلی شلوغ میشه به خاطر همین یه وبلاگ دیگه که فقط برای عکسهامون هست درست کردیم شما عزیزان میتونین برین به این آدرس و عکسهای وبلاگ رو ببینین ما خوشحال میشیم شما دوستان رو اونجا هم ببینیم .

 

آدرس وب دیگمون :

http://picturerain.mihanblog.com

برین حتما ببینین چون خیلی توپ شده

ما منتظرتونیم ..... ترانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/23ساعت   توسط ت.ک  | 

سلام بچه ها...در ادامه پست قبلی که ترانه براتون عکس گذاشت ...من خواستم کم نیارم واسه همین

عکسای بیشتری براتون میزارم...حالشو ببرید

اینجا ستاد انتخاباتی...خیابان فرشته است...حتما یه سری برین چون آبمیوه مجانی میدن!!!!!!!

راستی یادم رفت کارت اینتر نت هم میدن..........

                           (گول این عکس ها با این ژستای طرفداراش رو نخورید)

   

     

      

   

     

طرفدارا رو حال کردین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه 1384/03/21ساعت   توسط ت.ک  | 

اینم یه سری عکس از طرفدارای هاشمی رفسنجانی که خودشونو به چه روزی انداختن :

                ((من واقعا نمیدونم اینا چه فکری میکنن که همچین کارایی میکنن ))

 Click…to…Join.***Va_ama_Eshgh***.Group       Click…to…Join.***Va_ama_Eshgh***.Group

 Click…to…Join.***Va_ama_Eshgh***.Group       Click…to…Join.***Va_ama_Eshgh***.Group

 Click…to…Join.***Va_ama_Eshgh***.Group      Click…to…Join.***Va_ama_Eshgh***.Group

+ نوشته شده در  شنبه 1384/03/21ساعت   توسط ت.ک  | 

شاگردي از استادش پرسيد: ? عشق چيست؟?

استاد در جواب گفت: ? به گندومزار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندومزار، به ياد داشته كه نمي تواني به عقب برگردي  تا خوشه اي بچيني؟?

شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد: ? چه آوردي؟?

و شاگرد با حسرت جواب داد: ? هيچ! هر چه جلو مي رفتم، خوشه هاي پرپشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندمزار رفتم.?

استاد گفت : ? عشق يعني همين!?

شاگرد پرسيد: ? پس ازدواج چيست؟?

استاد به سخن آمد كه: ? به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي!?

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت.

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: ? به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم.?

استاد باز گفت: ? ازدواج يعني همين!!?                           Educating children...

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/03/19ساعت   توسط ت.ک  | 

بچه ها امروز فوتبال ایران بحرینه...........فکر میکنید ایران چنتا گل بزنه.....

بعد از فوتبال که ایران برد و خواستین که جشن ملی برگزار کنین اول مطلب زیر رو بخونین...

قر بان شما ........علی.....

 

ابزار شناسی جشن ملی

                                                                                     

های کلاس :                                       

 

وسیله نقلیه : پژو پرشیا  /  هلیکوپتر / کالسکه

 

لباس : تی شرت بوسینی اصل / شلوار ان وای / مانتوی سبز فسفری متالیک

 

مواد : دستمال کاغذی / لاک ناخن / پل آتوسای سفید

 

نوع حرکت : حرکات ریز به همراه بشکن

 

آهنگ : این مانکنه   این مانکنه که از همه دل می بره...!!!

 

مکان : سر پل تجریش /  خونه کامبیز اینا (پذیرایی شون دلبازه!) / جردن

 

نکته اخلاقی : ما همیشه برا ی پیروزی تیم ملی صدم ثانیه شماری می کنیم....

 

 .....................................................

مید کلاس :

 

وسیله نقلیه : پراید هاچ بک / مترو / منوریل / تاکسی سمند

 

لباس : کت و شلوار کارمندی / شلوار جین پاتن / پرچم

 

مواد : کاغذ کلاسور / نوار / ضبط دو کاسته / ترافیک

 

نوع حرکت :حرکات چرخشی / هلیکوپتری / تکنوی میانه رو...

 

آهنگ : نمره بیست کلاسو نمیخوایم ......فقط تو رو میخوایم..

 

مکان : پارک لاله / جلوی دانشگاه ....

 

نکته اخلاقی : چی ؟ جنبه ؟ یافت می نشود جسته ایم ما!!!

 ......................................................

لو کلاس :

 

 وسیله نقلیه : هوندا 125/ترک هوندا 125/ خیابان / پیاده/ نیسان اصغر آقا

 

لباس : شلوار پارچه ای پیله دار / زیر پیرهن رکابی / شلوار شصت جیب

 

مواد : نارنجک / گازوییل / لاستیک تریلی / قابلمه / دستمال گردن

 

نوع حرکت : پشتک وارویی / بابا کرم / حرکات خاص گردن

 

آهنگ : عزیز رفته سفر کی بر می گردی ....چشمونم مونده به در کی بر می گردی...

 

مکان : ایول هادی ساعی عجب قیچی برگردونی به ژاپن  زده ...!!!(چه ربطی داره؟؟)

 

.............................................

 

حالا شما جزو کدو ما هستین ؟؟؟؟؟؟؟                               Waltz of the Flowers  (Tchaikovsky, Nutcracker Suite)  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/03/18ساعت   توسط ت.ک  | 

 - بچه ها ساکت باشين، خانم معلم اومد...
- برپا...
- برجا... بچه ها همه حاضرن؟
- بعله...
- خانم اجازه... فاطی جون غايبن...
- چرا؟
- خانم اجازه، رفتن جشن...
- خانم اجازه... حجت جون هم غايبن...
- اون ديگه چرا؟!
- خانم اجازه، فاطی جون رو بردن جشن...
- خب ديگه بسه بچه ها، به درس امروز برسيم... همتون برين روی ميزهاتون وايستين... سريعتر...خب... آقايون دست ، خانوما رقص... حالا برعکس...
پس چرا هيچ کس انجام نمی ده؟!!
- خانم اجازه، اگه ما رقص بلد بوديم که نمی يومديم کلاس رقص...
- وای ببخشيد بچه ها، من با کلاس بعدی که تافل درس می دم اشتباه کردم... از رو ميزا بياين پايين... خوب گوش کنيد...

درس اول

آقايون دست...

درس دوم

خانوما انگار سوزن رفته باشه تو پاشون، يه ذرّه عشوه ش رو بيشتر کنن…

درس سوم

حالا خانوما دست…

درس چهارم

آقايون انگار می خوان با باسنشون در ماشين رو ببندن، يه ذرّه عشوه ش رو بيشتر کنن…

- آقا اسم شما چی بود؟
- مصطفی...
- شما اولين جلسته که می يای کلاس؟
- بله خانم...
- عزيزم برای دفعه بعد حتما اون سيبيلات رو بزن...
- برای چی خانم؟
- آخه با اين سيبيلا که نمی تونی عشوه ش رو بيشتر کنی...
- خانم عشوه ش با ما، درستش می کنيم...
- پس حداقل لباس استرچ ديگه نپوش...
- چشم خانم سيبيلامون رو می زنيم...

دوباره درس چهارم

آقايون انگار می خوان با باسنشون در ماشين رو ببندن، يه ذرّه عشوه ش رو بيشتر کنن…

- خانم اجازه...
- بله...
- به نظر من مرد نبايد برقصه...
- پس چرا شما اومدی کلاس رقص؟!!!!
- خانم اجازه، اومدم ببينم خانوما چه جوری زير زمين رقص ياد می گيرن...
- خب فهميدی؟؟
- نه خانم، آدم با 2- 3 جلسه که چيزی نمی فهمه...

دوباره درس چهارم
نه...نه...نه...
درس پنجم

و حالا قرش بده...
اگر عشوه ش رو يه کم بيشتر کنيد کل رقص ايرانی همينه...

حالا دو به دو با هم وايستين... هر آقا با يه آقا، هر خانم با يه خانم...

- خانم زشته، مردم حرف در می يارن...
- مردم رو ولش کن، شما ديگه يواش يواش عادت کنيد... يه نفری که نمی شه تانگو رقصيد...
- خانم عمرا ما اينجوري نمي رقصيم...

عيبی نداره، تانگو رو حذف می کنيم...

- خانم اجازه... یعنی تو امتحان هم ازش سؤال نمی ياد؟
- نه جانم... امتحان در چهارچوب کتابه...

راستی من کتاب مرجع اين درس رو معرفی نکردم...
همگی يکی يک جلد کتاب دکتر خرداديان بگيريد، از هفته بعد از روی اون درس می دم...
برای امروز ديگه بسه...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/17ساعت   توسط ت.ک  | 

قضیه مرثیه شاعر

یک شاعر عالی قدر بود در کمپانی                   که از او صادر می شد اشعار بی معنی .
آمد یک قضیه ی اخلاقی و اجتماعی                 تو شعر در بیاورد ، اما سکته کرد نا گاهی .
اول او کردش سکته ی ملیح ،                          بعد سکته وقیح و پس قبیح ؛

بالاخره جان به جان آفرین سپرد ،                     از این دنیای دون رختش را ورداشت و برد ؛
لبیک حق را این چنین اجابت کرد ؛                   دنیايی را از شر اشعار خودش راحت کرد !!!
رفت و با ملائک محشور شد .

اگر او بود دست ما را از پشت می بست ،  راه ترقی را به روی ما می بست ،
از این جهت بهتر شد که او مرد ،                       گورش را گم کرد و زود تشریفاتش رو برد .

اما حالا از او قدردانی می کنیم !!                      برایش مرثیه خوانی می کنیم !!
تا زنده ها بدانند که ما قدر دانیم ،                     قدر اسیران خاک را ما خوب می دانیم !!!
اگر زنده بود فحشش می دادیم ؛                       تو مجامع خودمان راهش نمی دادیم ،

اما چون تصمیم داریم ترقی بکنیم !!                 اینست که از مردنش اظهار تاسف می کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/16ساعت   توسط ت.ک  | 

پسر بچه شروري اطرافيان خود را با سخنان زشتش ناراحت مي كرد. روزي پدرش جعبه اي پراز ميخ به او داد و گفت : هر بار كه كسي را با حرف هايت نارحت كردي ، يكي از اين ميخ هارا به ديوار انبار بكوب .

روز اول پسرك بيست ميخ به ديوار كوبيد ، پدر از او خواست تا سعي كند تعداد دفعاتي كه ديگران را مي آزارد ، كم كند . پسرك تلاشش را كرد و تعداد ميخ هاي كوبيده شده به ديوار كمتر و كمتر شد.

يك روز پدرش به او پيشنهاد كرد تا هر بار كه توانست از كسي بابت حرف هايش معذرت خواهي كند ، يكي از ميخ ها را از ديوار بيرون بياورد.

روزها گذشت تا اين كه يك روز پسرك پيش پدرش آمد و با شادي گفت : با با، امروز تمام ميخ هارا از ديوار بيرون آوردم!

پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انبار رفتند ، پدر نگاهي به ديوار انداخت و گفت آفرين پسرم كار خوبي انجام دادي ، اما به سوراخ هاي ديوار نگاه كن . ديوار ديگر مثل گذشته صاف و تميز نيست . وقتي تو عصباني مي شوي و با حرف هايت ديگران را مي رنجاني ، چنين اثري بر قلب شان مي گذاري ، تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو كني و آن را بيرون بياوري ، اما هزاران بار عذر خواهي هم نمي تواند زخم ايجاد شده را خوب كند.

شاد باشید  و تندرست ...دوست دار شما ترانه  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/03/11ساعت   توسط ت.ک  | 

سلام بچه ها  من واقعا ممنون که به من تولدم تبریک گفتین من خیلی ذوق کردم  حالا به خاطر همین یه سری جوک با حال دیگه براتون میزارم که کلی حال کنید :

بچه هه مي ره اتاق مامان و باباش و مي گه: امشب مي خوام باشما بخوابم، باباهه مي گه:
مگه نمي بيني جا نيست، من هم روي مامانت خوابيدم.

......................................................................

دخو از يه خانواده ( خونواده ) دو ميليون تومن
مي دزده، بعد زنگ مي زنه و مي گه: بچه تون رو بيارين تا يه ميليونشو بهتون بدم!!!
.....................................................................

روزي سه تا ديوونه مي رن عروسي، دو تا شون مي رن وسط و مي رقصن، اون يکي مي شينه کنار و مي گه: قرمز سبز زرد، قرمز سبز زرد،
مي پرسن؟ تو چرا نمي رقصي؟ مي گه: من رقص نورم.
.....................................................................

به غضنفر مي گن: با سي دي جمله بساز،
مي گه: عمه تو ...، مي گن: پس سي ديش کو؟ مي گه: فردا مي آرم ببيني!!!
.....................................................................

بچه هه با باباش مي ره حموم، از باباش مي پرسه؟
اين شيلنگ چي يه؟ باباهه مي گه: اين کلاغه، بچه هه مي گه: بابا مي ذاري با کالاغت بازي کنم؟
باباهه مي گه: باشه. بچه هه شب با کلاغ بابا هه بازي مي کنه و صبح پدره رو مي برن بيمارستان، دکتر از بچه مي پرسه؟ با بابات چي کار کردي؟ بچه
هه مي گه: شب با کلاغ بابا بازي کردم، رو من تف کرد، منم تخماشو شيکوندم.

بچه ها اگه کمی کاستی بود به بزرگی خودتون ببخشید ...................................

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/03/08ساعت   توسط ت.ک  | 

ای وای دیدی چی شد..............

تولد ترانه جونم رو اینجا اعلام نکرده بودیم  ......اگه میشد میخواستیم یه تولد آنلاین براش بگیریم

حالا  منم آخر همه بهت تبریک میگم ایشالا شونصد سال زنده باشی......................

این جوک ها رو هم به خاطر ترانه خانوم مینویسم.....امید وارم خوشتون بیاد و خوشش بیاد!!!!

................................................................

یه روز دو تا جوجه قرار میزارن وقتی بزرگ شدن با هم ازدواج کنن.....وقتی بزرگ میشن میفهمند دوتاشون خروس بودن.........

به ترکه میگن : علی یارت...........ترکه میگه: ما قبلا یار کشی کردیم...

۳ تا دیوونه بودن ....۲ تاشون داشتن میرقصیدن.و.یکیشون هم واستاده بود کنار فقط میگفت:

قرمز........آبی.......سبز........زرد........

بعد اون دوتا میان میگن تو هم بیا برقص......اون یکی میگه: من رقص نورم!!!!!!!!!!

ترکه میمیره ...........شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش......۲ تاشون ازش سوال می پرسیدن......

۶۰ تا شون حالیش میکردن......!!!!!!!!

 ترکه میره آتش نشان بشه ..توی امتحان ازش میپرسن...اگه جنگل آتیش بگیره آب هم او ن طرفا نباشه..چی کار میکنی.............ترکه میگه ...:"تیمم میکنم"...........

 آخونده اکس میزنه...میره نماز میخونه ...بعد از نماز میگه:پروردگارا..............آخه خدایا ...این چه عشقیه

سوزونده دل مارا...............(لطفا با آهنگش بخونید)

 قزوینیه وارد مسجد میشه میبینه همه توی رکوع هستن..............

میگه :من و این همه خوشبختی محاله....محاله..محاله..!!!!!!

 موفق باشید...........علی........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/03/05ساعت   توسط ت.ک  | 

بچه ها سلا م :

من امروز روز تولدم میشم( اندی  و۲ )ساله برام آرزوی موفقیت کنید تا بتونم با کمک علی این وبلاگ رونق بدیم 

همین خواستم بگم امروز روز تولدم شماها بهم تبریک نمیگید من خوشحال بشم آخه تو دلم مونده هنوز کسی بهم تبریک نگفته این علی بیمعرفتم هنوز هیچی نگفته خیلی بدی بد بد

نه شوخی میکنم جدی نگیرید  انشاله که ۲۲۰ سال عمر میکنم  شماها نگران نباشید من از طرف همه این حرف رو زدم

میبوسمتون هوارتا               (  تـــــــــــــــــــــــــــــــــرانــــــــــــــــه)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/02ساعت   توسط ت.ک  | 

 
JavaScript Codes